حامی‌مالی
دارای مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

نکاتی برای سرمایه گذاری کارمندان

کارمندان معمولا برای جبران عقب ماندگی خود هزینه های زندگی یا سرمایه گذاری و کسب درآمد بیشتر یا دنبال کار دوم هستند و یا راههایی برای یافتن فرصت های سرمایه گذاری می باشند. کارمندان می توانند با ورود به بازار بورس و کسب شناخت از آن سرمایه گذاری مناسبی در بلند مدت داشته باشند. به شرطی که نکاتی را که در ذیل اشاره شده به خاطر بسپارند و به این ترتیب پس انداز خود را وارد چرخه سرمایه گذاری نمایند:

۱. به دنبال سهامي باشيد که سود باثباتي داشته باشند

خب، اين طبيعي است که وسوسه شويد تا سرمايه تان را جايي بخوابانيد که احساس مي کنيد پتانسيل خيلي خوبي دارد و هر آن ممکن است ارزش سهامش مثل گربه از ديوار بالا برود، اما خريد اين جور سهام ها، شُماي کارمند را در درازمدت بدجوري اذيت مي کند. اگر شرکتي پيدا کرديد که عملکردش خيلي بالا و پايين نداشته باشد و سر سال سود سهام معقولانه اي به جيب تان بريزد، انتخابش کنيد و سهامش را بخريد. سود معقولانه اي ببريد و راضي باشيد.

۲. روي سهام قمار نکنيد

فکر کنم پيرمردي ترين نصيحتي که مي توانم به شما بکنم اين است که از خريد سهام ريسکي، به شدت خودداري کنيد. در عالم واقعيت، خيلي از سهامداران هستند که انگيزه شان از سرمايه گذاري فقط سود مالي نيست. اينها دنبال هيجان و ماجراجويي هستند و دلشان مي خواهد کشف استعداد کنند. اگر ميلياردر بوديد، هيچ اشکالي نداشت که روي قسمتي از سرمايه تان ريسک کنيد، اما شرايط اقتصادي دنيا نشان داده که اين نوع از سرمايه گذاري خيلي ايده ي جالبي براي قشر کارمند نيست. به جاي اينکه با اين قضيه مثل تاس انداختن برخورد کنيد، سعي کنيد بگرديد و شرکت هايي را پيدا کنيد که به شيوه اي سالم و با صبر و حوصله مي خواهند آهسته و پيوسته رشد کنند. فکر نکنم موقعي که پوللازم مي شويد و از صاحب خانه ندا بر مي آيد که «۵۰۰ تومن بذار روي اجاره»، تحمل داشته باشيد خبر سقوط سهام شرکتِ «الهي-به-اميد-تو»اي که داخلش سرمايه گذاري کرده بوديد را هم بشنويد.

۳. حداقل ۱۰ جور سهام مختلف بخريد

يکي از چيزهايي که بهتان کمک مي کند تا قطعا از سرمايه گذاري سود ببريد، تنوع گرايي در سرمايه گذاري است. البته آيه نازل نشده که بايد حتما به عدد ۱۰ پايبند باشيد. اما اگر قرار باشد، به طور مثال، فقط در ۲ صنعتِ پرورش آبزيان و توليد بتونه ي سنگي سرمايه گذاري کنيد، ممکن است به دلايل مختلف، پيشرفت اين دو بخش بخوابد و سرمايه تان رشد چنداني نکند. اگر پولدار بوديد و مشاوران خوبي داشتيد، مي توانستيد به موقع پولتان را از صنايعي که دچار رکود شده اند خارج کنيد و داخل صنايع پررونق بريزيد. اما چون کارمند هستيد و بعيد است که به چنين اطلاعاتي دسترسي داشته باشيد، کاري کنيد که شانس بردتان بيشتر شود. پول تان را در ۱۰ صنعت مختلف پخش کنيد تا سهام هر کدامش بالا کشيد، حسرت نداشتن قدرت پيشگويي را نخوريد.

۴. زياد سهام هايتان را خريد و فروش نکنيد

توصيه ي رايجي که در مورد نگهداري سهام وجود دارد، و براي قشر کارمند هم صدق مي کند، اين است که زارت و زورت سهامشان را معامله نکنند. اين امر به اين دليل توصيه مي شود که در بازار بورس ايران، ماليات روي معامله ي سهام ۰/۵٪ (نيم درصد) و کارمزد هر معامله هم ۱٪ (مجموعا ۱/۵٪) است و شما بهتر از من مي دانيد که پول کارمندي کفاف اين خرج ها را نمي دهد.

۵. سبد دارايي هاي تان را همراه با گذر عمر، مجددا تنظيم کنيد

اکثر سرمايه گذاران در شروع کارشان در بازار بورس، پول هايشان را جاي عاقلانه اي مي خوابانند، اما با ورود به دوره اي ديگر از عمرشان، در تنظيم کردن سبد دارايي به مشکل مي خورند. چون «نيازها و قدرت ريسک پذيري» افراد به مرور زمان تغيير مي يابد و عاقلانه اين است که نوع سرمايه گذاري ها هم متوازن با تغييرات سن، تطبيق يابد.

به طور کلي، افراد مسن بيشتر دنبال درآمدهاي ثابت و مطمئن هستند؛ در حالي که سرمايه گذارهاي جوان – که براي زندگي کردن صرفا به درآمد ناشي از سرمايه گذاري اکتفا نمي کنند – قدرت ريسک پذيري بيشتري دارند. با اين حال طبقه ي کارمند و قشر متوسط، شايد بخواهند هر دفعه که ترفيع گرفتند يا شغل بهتري دست و پا کردند، سبد دارايي هايشان را هم متناسب با وضعيت جديد تغيير بدهند.

با تنظيم دوره اي سبد دارايي ها، اطمينان حاصل مي کنيد که سرمايه گذاري هايتان با نيازهاي سن و سال تان مطابقت دارد.

۶. در کنار سهام، کمي هم اوراق قرضه بخريد

خيلي از سرمايه گذارها به اين دليل دنبال خريد سهام هستند که خيلي براي شان هيجان انگيز است، اما بد نيست کارمندان اوراق قرضه را هم در ليست خريدشان يادداشت کنند. هر چند که اوراق قرضه چندان جلب توجه نمي کنند، اما خريدنشان مثل خريد سهام ريسک خيلي زيادي ندارد. براي تشخيص اينکه چقدر از سرمايه تان را به اوراق قرضه اختصاص بدهيد، مي توانيد از اين قاعده ي سرانگشتي استفاده کنيد: سن تان را از عدد ۱۰۰ کم کنيد. عددي که به دست مي آيد، درصدي از کل سرمايه تان است که مي بايست خرج خريد سهام کنيد. يعني اگر ۳۰ سالتان باشد، ۷۰ درصد از پول تان را سهام بخريد و ۳۰ درصد ديگر را اوراق قرضه بخريد. اگر به اين فرمول پايبند باشيد، زمين سفتي براي خود درست کرده ايد که هر چه رويش بالا و پايين بپريد، ترک نمي خورد.

۷. انتظار منطقي براي بازگشت سرمايه داشته باشيد

اين را ديگر «مَشتي ماشالله» هم مي داند که کسب آخرين اطلاعات و اخبار از بازار سرمايه خودش يک کار تمام وقت است. براي کساني که نه خودشان بچه ي کف بازارند و نه آشنايانشان دلارفروش هاي دور ميدان فردوسيِ تهران، سر درآوردن از اينکه براي هر سرمايه گذاري چه چيزي عايدشان مي شود کاري است دشوار. اينکه خيلي ها نسبت به بازگشت سرمايه شان زيادي خوشبين هستند يک واقعيت است. اما کار وقتي بيخ پيدا مي کند که طرف با مراجعه به بازار کامپيوتر، لب به لبِ باربند يک نيسان گاوي، مادِربورد سوخته بخرد، به اميد اينکه آنها را در بالکن خانه اش، توي تشتي پر از تيزآبِ سلطاني بخواباند تا طلاها و نقره هاي به کار رفته در آنها در گوشه اي از تشت ته نشين شده و به اذن خدا به حالت شِمش درآيند. يارو آنقدر از سرمايه گذاري خود مطمئن است که از همين حالا چک خريد تلويزيون ۹۰ اينچي را هم کشيده است. دريغ از اينکه در طي اين عملياتِ بازيافتِ پيچيده، حتي به اندازه ي پول ورود به دستشويي عمومي هم عايدش نمي شود.

واقع گرايانه اين است که اگر الگوي رشد سهامي در ۲۰ سال گذشته ثابت مانده باشد، سرمايه گذار مي تواند انتظار داشته باشد (با فرض نرخ تورم ۱۵ درصد) ۲۰ تا ۲۵ درصد سود به سرمايه اش تعلق بگيرد. پس قبل از ذوق کردن و چک کشيدن يک بار ديگر اين اعداد را خوب به خاطر بسپاريد.

۸. کسي را پيدا کنيد که اين کار را براي شما انجام بدهد

شايد بهترين راهکار براي کارمنداني که وقت سر خاراندن ندارند اين باشد که «کار را به اهلش بسپارند». داستان اين است که انتخاب سهام خوب مثل انتخاب هنداونه ي خوب است و آدم اينکاره مي خواهد. در واقع به خيلي ها بايد اين توصيه را کرد که: «آقا جان، شما رو چه به سهام خريدن؟ به جايش پولت را بده به صندوق هاي سرمايه گذاري تا برايت سرمايه گذاري کنند.»

در وبسايت مرکز پردازش اطلاعات مالي ايران، مي توانيد ليستي از اين صندوق هاي سرمايه گذاري و اطلاعات مربوط به هر کدام را مشاهده کنيد.

شايد هيجان اين کار به اندازه ي هيجان خريد و فروش سهام توسط خود آدم نباشد، اما فکر کنم هيجان را بتوان با ديدن فيلم مستند «فرار قورباغه از دست مار گرسنه» هم به دست آورد، پس ريسک نکنيد.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.