حامی‌مالی
دارای مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

سرمايه گذاري براي تازه کارها

اینکه سرمایه گذاری یعنی چی، چگونه سرمایه گذاری کنیم، چطور از ریسک کارمان کم کنیم و در چه موارد به سرمایه گذاری بپردازیم یا نپردازیم از مواردی است که اغلب در دوران بچگی آن را تمرین نکرده ایم و باید در زندگی یاد بگیریم که با پولی که داریم چه کار کنیم تا سودی بدست آوریم و بر سرمایه خود بیافزاییم، اغلب ترس از سرمایه گذاری، عدم پذیرش ریسک و نداشتن اعتماد به نفس در ورود به عرصه سرمایه گذاری است که مانع افراد می شود، با این مقاله تا حدودی به چگونگی سرمایه گذاری می پردازیم:

چرا سرمايه گذاري ترسناک است؟

براي خيلي از ما پول و سرمايه گذاري مثل يادگيري الفبا و دوچرخه سواري نبوده که در دوران بچگي تمرينشان کنيم و بياموزيم شان و چهار تا بزرگتر هم برايمان دست بزنند و با اهداي «اوجولات» تشويق مان کنند که به همين راه ادامه بدهيم. اصلا خيلي از خانواده ها گفتگو درباره ي سرمايه گذاري را آنقدر خسته کننده مي دانند که ترجيح مي دهند صداي تلويزيون را زياد کنند تا اگر کسي هم حرفش را زد، نشنوند. همين مي شود که فرزندشان دوران خوب ۲۰ سالگي را به يللي تللي مي گذراند – نهايتش اين است که دانشگاهش را تمام مي کند و وارد بازار کار شود – و تازه وقتي شمع تولد ۳۰ سالگي اش را فوت کرد، متوجه مي شود که اندوخته ي قابل اتکايي براي آينده ندارد و از الان تا ۵۰ يا ۶۰ سالگي بايد يک نفس اين زمين دوار را طي کند تا محتاج نان شب نباشد.

خلاصه که براي عموم مردم، خانه جايي نيست که بتوانند از درونش استراتژي هاي سرمايه گذاري را ياد بگيرند. پدر و مادرها – عليرغم نيت خوب شان – جور ديگري فکر مي کنند و بيشتر توصيه مي کنند پولتان را ذخيره کنيد، اما شما دلتان مي خواهد سريع تر پيشرفت کنيد. اين دو خواسته ي متفاوت – ميل به احتياط و ميل به پيشرفت – در مقابل هم قرار مي گيرند و منجر مي شوند به اينکه سرمايه گذار بي تجربه ي قصه ما بخواهد روي دنده ي لج بيفتد و چند شب شام نخورد و به جاي کار اصولي بخواهد حقانيت خودش را به والدينش اثبات کند. بعدش هم چون عجله دارد، بدون اينکه هِر را از بِر تشخيص بدهد مي رود و کل پولش را مثلا برنج پيش خريد مي کند و… . خلاصه که دردسرتان ندهم… او چون اينکاره نيست حسابي ضرر مي کند و دلسرد مي شود.

سرمايه گذاري کاري آينده نگرانه است و هدف دور دست را نشانه مي رود. سرمايه گذاري مثل موشک کروز قاره پيماست نه تفنگ آب پاش با بُرد مفيد ۳۰ سانتي متر. اينکار صبر و حوصله مي خواهد. بايد تا جايي که مي توانيد از بازار اطلاعات کسب کنيد و در نهايت با اتخاذ استراتژي ، ريسک باخت سرمايه ي خود را به حداقل برسانيد.

سرمايه گذاري اصلا يعني چه؟

سرمايه گذاري يعني هر چيزي که مي خريدش تا برايتان سود مالي توليد کند. مثلا همين کيبوردي که من اين مقاله را باهاش تايپ مي کنم سرمايه ي من است، چون وسيله اي است که با آن مقاله مي نويسم و درآمد کسب مي کنم.

اغلب مردم ۴ چيز را به عنوان انواع سرمايه مي شناسند:

پول نقد: پولي که در حساب بانکي بخوابانيد

اوراق قرضه: پولي که به شرکت هاي دولتي يا خصوصي قرض بدهيد

سهام: پولي که براي خريد سهمي از يک شرکت خرج کنيد

اموال: پولي که براي خريد خانه و باغ و ماشين خرج کنيد

به جز اين ۴ نوعِ اصلي سرمايه گذاري، چيزهاي ديگري هم هستند که رويشان سرمايه گذاري مي ‏شود:

– اجناسي نظير نفت، قهوه، ذرت، پلاستيک و طلا

ارز خارجي

– اشياء کلکسيوني نظير عتيقه جات و آثار هنري

– و چيزهاي ديگر (مثلا يک شرکت انگليسي هواي دشت هاي کشورش را داخل شيشه مي کند و با قيمتي گزاف به چين صادر مي کند!)

چگونه از ريسک کار کم کنيم؟

هيچ سرمايه گذاري را نمي‏ شناسم که دوست داشته باشد سرمايه اش را چشم بسته قمار کند، اما واقعيت اين است که در سرمايه گذاري چيزي به نام «سرمايه گذاري بدون ريسک» نداريم. با اين حال وقتي قرار باشد روز به روز از ارزش پولتان کم شود، دليل پيدا مي‏ کنيد تا ريسک کنيد.

به مجموعه ي سرمايه ها مي گويند سبد دارايي ها. معمولا سرمايه گذارها، در چند حوزه ي مختلف سرمايه گذاري مي کنند و به اصطلاح با سرمايه شان تنوع بخشي انجام مي دهند. اين کار را به اين دليل انجام مي دهند که ريسک از دست رفتنِ سرمايه و ضرر کردن را بر روي چند نوع سرمايه تقسيم کنند تا اگر بازار هر کدامشان خوابيد، کماکان ژتون داشته باشند تا در بازي باقي بمانند.

حتي اگر راجع به سرمايه گذاري هاي کوتاه مدت و زود بازده صحبت کنيم هم باز تکليف همين است. مثلا اگر من سرمايه گذار عاقلي باشم – جدا از اينکه وضعيت بازار چه چيزي حکم مي کند – و دوست داشته باشم در صنعت پوشاک سرمايه گذاري کنم، منطقي است که با بخش بيشتري از پولم شلوار کتان بخرم که در کل سال خريد و فروش مي ‏شود.

از طرف ديگر قسمت کمتري از پولم را به سرمايه گذاري بر روي تي شرت تابستاني اختصاص بدهم که سود بهتري دارد اما فصل فروشش محدودتر است و ممکن است روي دستم باد کند.

از کجا شروع کنيم؟

هر سرمايه گذاري اي نيازمند صرف کردن زمان و خرج کردن پول و ارائه ي خدمات است که قرار است تمام اينها با دريافت سود مالي جبران شوند.

اگر کار مي کنيد و حقوق ثابت دريافت مي کنيد و زير بار قرض و قوله نيستيد و آنقدر پول در حساب بانکي تان هست که خيالتان از ۶ ماه آينده راحت باشد، مي توانيد به يکي از کارگزارهاي بازار بورس مراجعه کنيد و سهام شرکتي را بخريد که ثبات داشته باشد. مشاوران مالي توصيه مي کنند مقداري از مبلغ سرمايه تان را هم خرج اوراق قرضه کنيد که ريسک کمتري دارند.

صندوق هاي سرمايه گذاري مشترک هم چند سالي مي شود که در ايران به راه افتاده اند. اينها نهادهايي هستند که بر اساس صلاحديد افراد متخصص در حوزه ي سرمايه گذاري، با سرمايه ي مردم اوراق بهادار مي خرند و سود حاصل از خريد اين اوراق را به سرمايه گذاران خود پرداخت مي کنند و البته جاهاي مطمئني هم هستند زيرا تضمين بازگشت سود و اصل سرمايه را هم مي دهند.

روي چيزي پول بگذاريد که بدانيد چيست

وقتي که پاي سرمايه گذاري به ميان مي آيد، يکي از اشتباه ترين تصميم ها اين است که برويد پولتان را در جايي خرج کنيد که هيچ چيزي راجع بهش نمي دانيد.

بهتر نيست برويد سرمايه گذاري را با جاهايي شروع کنيد که خودتان هم حسي بهشان داريد؟ مثلا از زمان اختراع آتاري تا الان، هميشه عاشق بازي هاي کامپيوتري بوديد و نصف عمرتان را در گيم نت ها گذرانده ايد.

حالا هم خبردار شده ايد شرکتي که کارش توليد بازي هاي ويدئويي است، شروع به عرضه ي سهامش در بازار بورس کرده است. شما که براي عشق خودتان هم شده اخبار اين صنعت را دنبال مي ‏کنيد، بدتان هم نمي آيد در گسترش آن نقشي داشته باشيد، پس چه مرضي است که مي خواهيد برويد سهام شرکت توليد شيرفلکه هاي صنعتي را بخريد که اگر پول دستي هم بهتان بدهند حاضر نيستيد برويد داخل کارخانه اش را ببينيد چه برسد به اينکه بخواهيد هر دفعه اخبارش را دنبال کنيد!

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.